اس ام اس عاشقانه

عکس بازیگران

هات اسپات شیلد

آموزش رابطه جنسی

وب فریر

حوادث و اتفاقات بدون سانسور

معرفی چند کانال ضد شایعه و شایعات مذهبی،سپاه،هنرمندان
رمان کوتاه سرد شدن همسرم بعد از سرطان خون من
داستان دوستی مجازی دختر 16 ساله مشهدی در تلگرام
زبان فارسی در بین زبان های جهان چندمین است.؟
نویسنده سریال Westworld و بازی The Last of Us Part 2
مشخصات کامل ندا یاسی + اینستاگرام و تلگرام
شعر لالایی فانتزی به همراه عکس های زیبا عاشقانه

مطالب جالب و داغ

داستان دوستی شوهرم با دوست صمیمیم پریسا از وقتی مربی دخترم شد
تصاویر لورفته بهاره رهنما ازدواج با شوهر جدید امیر خسرو عباسی
کدوم کت بهتر بهم میاد.؟ کت اسپورت مردانه شیک
کانال خفن آباد تلگرام و معرفی کانال کلیپ و عکس
نحوه دیدن سوابق بیمه تامین اجتماعی
دانلود مستند در عمق ناکامی (داعش در تهران)
ربات دیتابیس ایرانسل در تلگرام mtn

تصاویر جدید بازیگرن زن

جدیدترین ها

سریال و فیلم جدید

تصاویر جدید بازیگرن مرد

تصاویر جنجالی

برچسب ها

داستان من سمیرا و وحید

بازدید : 24756
نظرات : ۲
پنج شنبه ۲۸ / اسفند ماه / ۱۳۹۳
نویسنده :


من سمیرا هستم و یه دختر 23 ساله بودم و او 25 ساله بود و کارمند. من تنها فرزند خانواده ام هستم و اونو خیلی دوسش داشتم 30

.

.

داستان من سمیرا و وحید

Divorce dastan jadid khodam

داستان من

در گوشه ای از این شهر، زن و شوهر جوانی در کنار یکدیگر در سالن انتظار دادگاه خانواده نشسته اند شوهر مدام دستش را جلوی دهانش به سمت گوش همسرش می گیرد و جملاتی را به همسرش می گوید. گاهی هم از روی صندلی بلند می شود و دستش را به سمت همسرش دراز می کند، اما زن نه تنها دست همسرش را نمی گیرد که هیچ عکس العملی هم از خودش نشان نمی دهد سک.

.

 

نزدیک آن دو می نشینم و خودم را معرفی می کنم. چند لحظه ای به فکر فرو می روند، اما زن سکوتش را می شکند و می گوید:

«هیچ وقت در زندگی ام این قدر دودل نبوده ام، واقعا نمی دانم که تصمیم درست چیست و باید چه تصمیمی بگیرم تا در آینده پشیمان نشوم.»
تنها 11 ماه از شروع زندگی مشترک مان می گذرد

.

زن در حالی که روسری اش را کمی جلوتر می کشد، می گوید: 11 ماه پیش بود که همسرم به خواستگاری من آمد. آن زمان من 23 ساله بودم و او 25 ساله بود و کارمند. من تنها فرزند خانواده ام هستم. در جلسات خواستگاری 4 جلسه با یکدیگر درباره خودمان صحبت کردیم ودر یک جلسه هم به بررسی هماهنگی خانواده هایمان از نظر فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی پرداختیم. بعد از این 5 جلسه و تحقیق هایی که پدرم از محل کار و دوستان همسرم انجام داد، به این جمع بندی رسیدیم که می توانیم برای خوشبخت شدن به یکدیگر اعتماد کنیم و با هم ازدواج کردیم.

.

.
از ترسو بودنت خسته شدم

در حالی که زن مشغول صحبت کردن است، شوهرش خطاب به او می گوید: «سمیرا، ازت خواهش می کنم بیا برگردیم خونه.» زن سرش را به سمت شوهرش بر می گرداند و می گوید: به خدا از رفتارهایت خسته شده ام. از لجبازی هایت خسته شده ام. از تصمیم گیری های عجیب و غریب ات می ترسم. از این که در همه موضوعات من باید تصمیم نهایی را بگیرم، خسته شده ام. از ترسو بودنت بدم می آید. یادت هست آن روزی را که من پشت فرمان خودرو نشسته بودم و در خیابان با پیرمردی سر جای پارک بحث مان شد و تو به جای دفاع از من، گذاشتی و رفتی در حالی که حق با من بود. بگذار این زندگی مشترک مان را تمام کنیم تا حداقل با خیالی راحت تر زندگی کنیم.

.

.
حوصله جر و بحث ندارم

مرد که تا این لحظه سکوت کرده بود، دستش را به سمت من دراز می کند و دست من را می گیرد و می گوید: جان من شما بگویید حق با کیست؟ اگر من حرفی بزنم و تصمیمی بگیرم، می گوید تو لجبازی. اگر در تصمیم گیری ها نظر ندهم، می گوید چرا نظر نمی دهی و توان تصمیم گیری نداری. به من می گوید ترسویی و می گوید از یک پیرمرد ترسیدم. راستش من حوصله جر و بحث ندارم و چون مطمئنم همسرم از پس خودش برمی آید، تصمیم گرفتم آن شرایط را ترک کنم و تنها به خانه بروم. هر 2 نفر ما می دانیم که یکدیگر را خیلی دوست داریم، اما همسرم می گوید دوست داشتن بدون تفاهم، فایده ای ندارد و باید طلاق بگیریم.

.

.
راه حل بهتری از طلاق پیدا نکردم

زن در حالی که سرش را پایین می اندازد، می گوید: آن قدر با یکدیگر اختلاف سلیقه داریم که هیچ امیدی به خوشبختی ندارم، اما مطمئن هم نیستم که طلاق بهترین راه ممکن باشد. با این حال در ماه گذشته خیلی به این موضوع فکر کردم و راه حل بهتری پیدا نکردم.

.

.
تا حالا به خوبی های همسرم فکر نکرده بودم

از زن و شوهر می خواهم که هر کدام از ویژگی های مثبت همسرشان چند مورد برای من نام ببرند که هر 2 روی شان را از یکدیگر بر می گردانند و چند لحظه ای فکر می کنند. بعد از چند لحظه، زن در حالی که لبخند کمرنگی می زند، می گوید: تا حالا به خوبی هایش فکر نکرده بودم! وحید مهربان و وقت شناس است. او آن قدر روابط خوبی با خانواده من دارد که آن ها راضی نشدند امروز به دادگاه خانواده بیایند و تک دخترشان را همراهی کنند. او مرد آرامی است و اهل جر و بحث نیست. البته خوبی های دیگری هم دارد.

.

.
اختلاف سلیقه های ما کم نیست

مرد هم در حالی که کتش را مرتب می کند، می گوید: من اگر به خوبی های همسرم تا به حال فکر نکرده بودم، این قدر به او اصرار نمی کردم که از این تصمیم منصرف شود. از نظر من او همسر مناسبی است البته واقعا اختلاف سلیقه های ما کم نیست، ولی به نظرم همه زوج ها در زندگی خود مشکل دارند و باید این مسئله را تحمل کنند. البته من هم بدون عیب نیستم و باید تلاش کنم تا با رفع آن ها، دل همسرم را به دست بیاورم.

.

.
اولین سال نو متاهلی مان را کنار یکدیگر تحویل می کنیم

در همین لحظات منشی دادگاه خانواده، شماره پرونده این زوج را صدا می زند تا برای درخواست طلاق شان توضیحاتی را به دادگاه ارائه دهند و به صورت توافقی از هم جدا شوند. این زن و شوهر در حالی که برای آخرین بار، پشت در دادگاه با هم چند کلمه ای صحبت می کنند وارد دادگاه می شوند، اما خیلی زود و با خوشحالی از دادگاه بیرون می آیند. زن و شوهر جوان در حالی که احساس رضایت در چهره شان دیده می شود، به خبرنگار زندگی سلام می گویند:

پس از شنیدن حرف های شما و آقای قاضی فعلاً از طلاق منصرف شدیم و تصمیم گرفتیم اولین سال نو متاهلی مان را کنار یکدیگر تحویل کنیم بنابراین باید از همین حالا به فکر چیدن سفره هفت سین باشیم! البته در سال جدید قصد داریم با کمک یک مشاور امین و متعهد مشکلات و نواقص زندگی مان را برطرف کنیم.

.

.

از لینک های زیر هم دیدن نمایید :

تجاوز به دختر و زنان به بهانه انرژی درمانی

عریانی و شادمانی خانم بازیگر تا کی ادامه دارد؟

مراحل ساخت و تست کاندوم + کلیپ

.

.

گردآوری : رد مستر

 

 

 

مطالب مرتبط

» مرتضى احمدى درگذشت + تصاویر و جملات ماندگار
» مذاکره با چند شرکت اینترنتی برای فعالیت در ایران
» تهدید به انتشار فیلم مخفیانه از زن جوان
» دو ارگ بسیار قدیمی در ایران
» اعلام نتایج آزمون وکالت | تاریخ و شرایط
» قطره چشمی برای دید در شب
» در محیط کار خود با چه کسانی ارتباط نداشته باشیم
» عکس میدان آزادی ایران در صفحه اجتماعی داعش
» با چند کلمه شما به هرچه میخواهید میرسید
» بهنوش بختیاری بخاطر همسرش خداحافظی کرد !
نظرات

[…] داستان از آنجایی شروع شد که در یک جشنواره خارجی، بازیگر مسنی که سال ها از دوران زیبایی و جوانیش فاصله گرفته بود، […]

ali در ۲۶ مرداد ۱۳۹۴ گفته :

ببین توجکات به افغانستانیا توهین نکن تو اون دنیا باید جواب بدبها
جوابتو به ایمیلم بفرست

مطالب جنجالی

مطالب جالب و خواندنی

خلاصه آمار سایت